هیچکس نمیخواست اینجوری بشه
-
تاریخ: 1404/9/7 ساعت: 11:45
بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست در خود بطلب هر آنچه خواهی که توی شاید پنج بار این دو مصرع رو توی هفته گذشته از رندوم ترین ادم هایی که میتونستم باهاشون مواجهه بشم شنیدم.
اشک های پشت پلکی که هیچوقت به موقع نریخت
-
تاریخ: 1403/4/16 ساعت: 13:38
بگید خسته شده بعد توی صور بدمید :)
برو - یلدا - بیا
-
تاریخ: 1401/10/13 ساعت: 16:09
از دوریت خسته شد،خسته شد،خسته شد،خسته شد،خسته شد،خسته شد، رها | چهارشنبه ۳۰ آذر ۱۴۰۱ Adblock test (Why?)
که کوچک دلم طاقت غم ندارم.
-
تاریخ: 1401/8/26 ساعت: 16:58
که کوچک دلم طاقت غم ندارم. آخرین نوشتهها نوشتههای پیشین Adblock test (Why?)
همین چند دقیقه پیش شروع شد
-
تاریخ: 1401/8/26 ساعت: 16:58
Van Gogh by Virginio Aiello on Piano نسخه ای که صدای بارون داره به مراتب زیباترینه برای من.
آی چرخ و فلک، کی مرا به چرخ آوردی؟
-
تاریخ: 1401/8/26 ساعت: 16:58
وای این مرده به صد ساله ز او زنده شود!
درد مشترک رخت خواب ها
-
تاریخ: 1401/5/26 ساعت: 16:29
یکی همیشه هست که ضرری هم باهاش سود میاره.
یه روز دیدمتو تازه شدم از نو
-
تاریخ: 1401/3/26 ساعت: 12:30
یه روز از تو گذشت هزار سالم شد
لالایی (شیرینم)
-
تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 23:34
لالایی (شیرینم) درست مثل الان که لیوان قهومو یهو سر کشیدم و خودمو بردم به اون نوک قله ای که داره نسیم میاد و بوی شب و صدای هیچی نیست، درست مثل همین شب اردیبهشت. میدونی دیگه نه اون کافه ی کریمخان سرجاشه نه اون مارک قهوه ای که دوست داشتم وارد میشه، یه جورایی دست تقدیر داره مارو میندازه توی گلوی تقدیر،...
پرواز مستقیم
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 4:25
کاش همه چیز یه خواب بین ساعت 4 تا 5 و ربع عصر بود، به همون گنگی که از خواب بیدار میشی نمیدونی کجای دنیا وایسادی، به همون شیرینی کش و قوس های بعدش. اما متاسفانه همش واقعیته.
بال هایم برای تو پرواز خواهد کرد
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 4:25
ما از درد فقط با وداع زخم های چرکین شب آشناییم؛ خواب.
H.R
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 4:25
اینجوری که تو خواب عاشق میشم دوست ندارم بیدار شم. هنوزم وقتی بهش فکر میکنم ته دلم ...
قمر در عقربا
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 4:25
این روزا کار جدیدیو شروع کردم، یه سال دیگه میام اینجا می نویسم شد و تونستم! ایمان دارم به خودم توی این راه
امروز گذشت خوب و بد
-
تاریخ: 1398/3/19 ساعت: 3:30
مدت هاست نمی تونم بنویسم. مدت هاست اونقدر درگیر چهارچوب نوشتن بودم خودمو یادم رفته. مدت هاست لحن نوشتنمو از دست دادم، یه چیزی مثل دست خط یا فر پایین موها. جای خاک بازی کردن با کلماتی که دوستشون داشتم همش فکر ریال ریال جمع زدن بودم. این روزا مثل اینکه نه امیدی به آینده داشته باشی و نه هراسی از گذشته....
محمد ابراهیم جعفری شاعر تمام!
-
تاریخ: 1398/3/19 ساعت: 3:30
بعد از ظهر اسفندی گرم و بی حوصله
-
تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 4:39
چه خوب فهمید.
از چاله تا چاه فقط وجود یه مامور ثبت نام خنگ
-
تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 10:16
اینقدی که این ماه به من استرس وارد شد هیچوقت نشد! چرا اینقد باید اذیت بشم واسه یه کار روتین که ملت هر روز انجام میدن!!!
آی نی زن خانه ام ابری ست
-
تاریخ: 1397/11/25 ساعت: 9:36
خونه ی بهنوش از همه ی خونه ها "خونه تر " بود. گلدون، چای همیشه حاضر، نور خوب به پذیرایی، ماشین لباسشویی در حال کار و خستگی های مدام خودش. اما خونه ترین خونه ای بود که تا امروز دیده بودم. بر عکس خونه ی
منطق خط های سفید کنار جدول
-
تاریخ: 1397/11/25 ساعت: 9:36
جانِ بیمیرم. [ play ]
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
-
تاریخ: 1397/11/25 ساعت: 9:36
اگر آدم سواستفاده گری هستید از همین تریبون اعلام می کنم که تنها نیستید، من هم به جرگه ی استفاه طلبان اضافه شدم. من از حافظه ی ضعیف آدم ها استفاده ی ابزاری می کنم! بعد از سال ها شنیدن همچین چیزی خیلی خیلی سخت بود برام. اما اینبار منم که دیگه منتظر اتفاق خوبی نمی مونم. من برای داشتن کسی و یا چیزی اونق...