خرید بک لینک

بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست در خود بطلب هر آنچه خواهی که توی شاید پنج بار این دو مصرع رو توی هفته گذشته از رندوم ترین ادم هایی که میتونستم باهاشون مواجهه بشم شنیدم.

برچسب: نویسنده: آرین شریفی تاريخ: جمعه 7 آذر 1404 ساعت: 11:45

بگید خسته شده بعد توی صور بدمید :)

برچسب: نویسنده: آرین شریفی تاريخ: شنبه 16 تير 1403 ساعت: 13:38

از دوریت خسته شد،خسته شد،خسته شد،خسته شد،خسته شد،خسته شد، رها | چهارشنبه ۳۰ آذر ۱۴۰۱ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین شریفی تاريخ: سه شنبه 13 دی 1401 ساعت: 16:09

که کوچک دلم طاقت غم ندارم. آخرین نوشتهها نوشتههای پیشین ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین شریفی تاريخ: پنجشنبه 26 آبان 1401 ساعت: 16:58

Van Gogh by Virginio Aiello on Piano نسخه ای که صدای بارون داره به مراتب زیباترینه برای من.

برچسب: نویسنده: آرین شریفی تاريخ: پنجشنبه 26 آبان 1401 ساعت: 16:58

وای این مرده به صد ساله ز او زنده شود!

برچسب: نویسنده: آرین شریفی تاريخ: پنجشنبه 26 آبان 1401 ساعت: 16:58

یکی همیشه هست که ضرری هم باهاش سود میاره.

برچسب: نویسنده: آرین شریفی تاريخ: چهارشنبه 26 مرداد 1401 ساعت: 16:29

یه روز از تو گذشت هزار سالم شد

برچسب: نویسنده: آرین شریفی تاريخ: پنجشنبه 26 خرداد 1401 ساعت: 12:30

لالایی (شیرینم) درست مثل الان که لیوان قهومو یهو سر کشیدم و خودمو بردم به اون نوک قله ای که داره نسیم میاد و بوی شب و صدای هیچی نیست، درست مثل همین شب اردیبهشت. میدونی دیگه نه اون کافه ی کریمخان سرجاشه نه اون مارک قهوه ای که دوست داشتم وارد میشه، یه جورایی دست تقدیر داره مارو میندازه توی گلوی تقدیر، حس می کنم می خواد یه لیوان آبم روش بخوره که کامل مطمئن بشه هضم میشیم ولی من قول میدم زود هضم نشم، کلا آدم زود هضم شویی هم نیستم! این لیوان قهوه یه جورایی وابستگی من به کل کافه های دنیاست با اینکه شاید کمتر از ده تا کافه رو بشناسم، اما خب بهش وابسته ام و اونم بهم دلبستگی داره اگر نداشت اون روز توی کابین نمی گفت منو ببر، از اون نگاها که یهو عاشق میشن! +زرد قشنگ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین شریفی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 23:34

کاش همه چیز یه خواب بین ساعت 4 تا 5 و ربع عصر بود، به همون گنگی که از خواب بیدار میشی نمیدونی کجای دنیا وایسادی، به همون شیرینی کش و قوس های بعدش. اما متاسفانه همش واقعیته.

برچسب: نویسنده: آرین شریفی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 4:25

ما از درد فقط با وداع زخم های چرکین شب آشناییم؛ خواب.

برچسب: نویسنده: آرین شریفی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 4:25

اینجوری که تو خواب عاشق میشم دوست ندارم بیدار شم. هنوزم وقتی بهش فکر میکنم ته دلم ...

برچسب: نویسنده: آرین شریفی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 4:25

این روزا کار جدیدیو شروع کردم، یه سال دیگه میام اینجا می نویسم شد و تونستم! ایمان دارم به خودم توی این راه

برچسب: نویسنده: آرین شریفی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 4:25

مدت هاست نمی تونم بنویسم. مدت هاست اونقدر درگیر چهارچوب نوشتن بودم خودمو یادم رفته. مدت هاست لحن نوشتنمو از دست دادم، یه چیزی مثل دست خط یا فر پایین موها. جای خاک بازی کردن با کلماتی که دوستشون داشتم همش فکر ریال ریال جمع زدن بودم. این روزا مثل اینکه نه امیدی به آینده داشته باشی و نه هراسی از گذشته. این روزا فقط حالُ زندگی می کنم. همون دقیقه همون ساعت نه بیشتر و نه کمتر. این روزا در متعادل ترین روزای عمرمم. یه جوری بی تفاوتی مناسب!

برچسب: نویسنده: آرین شریفی تاريخ: يکشنبه 19 خرداد 1398 ساعت: 3:30

برچسب: نویسنده: آرین شریفی تاريخ: يکشنبه 19 خرداد 1398 ساعت: 3:30

صفحه بندی